روانکاوی (Psychoanalysis) شیوه‌ای از روان‌درمانی است که به افراد کمک می‌کند خودشان ، روابط‌شان ، و چگونگی رفتارشان در جهان را بفهمند . روانکاوی بر این مفهوم بنا شده که انگیزشِ عملِ ما غالباً براساس رانه‌های ناهشیار است .

تعارض‌هایِ ناهشیار ، احساسات منفی ( هیجان‌هایی از قبیل اضطراب ، یا افسردگی ) تولید می‌کنند که به طرق مختلف ( مانند رفتار خود مخرب ، مشکلات شغلی، یا روابط بین‌فردی آشفته) تظاهر می‌یابند . روانکاوی «درمان گفتاری» (Talking cure) نیز خوانده می‌شود زیرا در طول درمان بیمار ترغیب می‌شود در مورد هرچه به ذهنش خطور می‌کند بدون سانسور حرف بزند.

دوران کودکی ، زمان حال ، ترس‌ها ، تمایلات ، افکار ، و رویاها. در روانکاوی سخن گفتن از هیچ چیزی ممنوع نیست . وقتی بیمار اینچنین با روانکاو صحبت می‌کند، الگوها و درونمایه‌های تکراری‌اش بازشناخته می‌شوند و افراد بتدریج می‌فهمند چطور به کسی که اکنون هستند تبدیل شده‌اند ، فلان عمل را به چه علت انجام داده‌اند و دلیل کارهایی که انجام می‌دهند را درک می‌کنند. وقتی فردی خویشتن را چنین بفهمد، به سوی آزادی هیجانی سوق می‌یابد که برای تغییرات ماندگار و اساسی ضروری است . محور اصلی روانکاوی ، رابطه‌ایست که بیمار با روانکاوش برقرار می‌کند . بیمار معمولاً چندین جلسه در هفته در جلسات روانکاوی شرکت کرده ، بر دیوان (couch ‏) دراز می‌کشد و تا آنجا که ممکن هست بی‌پرده و آزادانه صحبت می‌کند . معمولاً بیمار و روانکاو باهم تعداد جلسات روانکاوی را تعیین می‌کنند ، اما معیار «انجمن روانکاوی آمریکا» (American Psychoanalytic Association) هفته‌ای چهار الی پنج جلسه است. این تعداد جلسات در هفته، درمان را تقویت و عمیق می‌کند و مختص به روانکاوی است.

نمایی از دیوان زیگموند فروید پوشیده با فرش ایرانی

دیوان (couch ‏) چنان با روانکاوی در اذهان عمومی پیوند یافته که اغلب علامت اختصاری درمان تلقی می‌شود . روانکاوان استفاده از دیوان را اکیداً توصیه می‌کنند. بیمار بر دیوان دراز می‌کشد و روانکاو درست پشت او می‌نشیند ، چنان که بیمار نتواند روانکاو را ببیند. این آرایش که ممکن است در ابتدا عجیب به نظر برسد، به پیشبرد تداعی آزاد کمک می‌کند . تداعی آزاد رکنِ بنیادی روانکاوی است ، بیمار به افکارش اجازه می‌دهد آزادانه پرسه بزند و در مورد هر چیزی که از ذهنش خطور می‌کند بدون محدودیت و آشکارا صحبت نماید . وقتی بیمار بر دیوان دراز بکشد ، و صورت روانکاو را نبیند ، خیلی راحت‌تر می‌تواند از موضوعات ناراحت کننده و اضطراب آور یا بعضاً شرم آور حرف بزند . روانکاوی نوعی همسفری است که در آن بیمار و روانکاو باهم تلاش می‌کنند تا احساسات ناهشیار ، افکار، و تعارض های بیمار را از طریق گفتگو کندوکاو نمایند.

افراد به هر دلیلی که ممکن است برای مشاوره نزد یک متخصص بهداشت روان بروند ، به همان دلایل هم می‌توانند به روانکاو رجوع کنند. شاید در محل کار با مشکلاتی رو به رو شده باشید ؛ با هر کسی رابطه برقرار می‌‌کنید انگار داستان خاصی مدام در رابطه تان تکرار می شود که سرانجام موجب سرخوردگی و یاس شما می‌شود؛ با رئیس یا همکاران‌تان کنار نمی‌آیید؛ مدام کسل‌اید و حوصلۀ معاشرت با دوستان یا همکاران‌‌تان را ندارید؛

از علائم بدنی ناخوشایندی ، مثل دل درد ، سرگیجه، تهوع، اسهال، میگرن، تپش قلب، آسم و مشکلات تنفسی، دردهای قاعدگی شدید، لرزش، و غیره رنج می‌برید که در واقع به علت تعارض‌های هیجانی درونی شما به وجود آمده‌اند و تا به حال به هر پزشک متخصصی که مراجعه کرده‌اید و هر آزمایشی که داده‌اید گفته است شما هیچ بیماری جسمانی ندارید و حتی از نظر بدنی سالم هستید!؛ شاید فرد عزیزی را از دست داده باشید و با فقدان حاصل از دوری یا مرگ آنها کنار نیامده‌اید و با اینکه زمان زیادی از فوت وی می‌گذرد همچنان سوگوار و ماتم زده مانده‌اید ؛ در دورانِ گذار به سر می‌برید، تازه طلاق گرفته‌اید یا در کش‌و‌قوس جدایی هستید، اخیراً فرزندان‌تان برای ادامه تحصیل به شهر یا کشور دیگری رفته‌اند یا ازدواج کرده‌اند، به تازگی بازنشسته شده‌اید و احساس بیهودگی می‌کنید، در منسب جدید احساس کفایت و اعتماد به نفس لازم را ندارید؛…. مثال‌های بالا همگی نمونه‌هایی هستند که در آن مراجعه به یک روانکاو می‌تواند بسیار موثر و سودمند واقع شود. یک روانکاو تعلیم دیده به شما کمک می‌کند بفهمید چطور برخی ویژگی‌های شخصیتی در زندگی خصوصی و حرفه‌ای‌تان اخلال ایجاد می‌کنند.

اما برای مراجعه به روانکاو لازم نیست حتماً از مشکلات حاد و شدیدی رنج ببرید ، یا با یک بیماری روانی جدی یا روان‌پریشی دست به گریبان باشید.

بعضی مواقع ، افرادِ نسبتاً فاقد مشکل ، به علت کنجکاوی در مورد ماهیت روان‌درمانی یا چون اعتقاد دارند که روان‌درمانی می‌تواند زندگی تاکنون پربار و ثمر بخش آنها را از این هم بهتر کند، متقاضی روانکاوی می شوند. شاید اصطلاح «رو به راه نگران» (Worried Well) به گوشتان خورده باشد و حتی خودتان از آن دسته افرادی باشید که نتوانید تعریف کنید چرا رضایت درونی ندارید.

افراد زیادی هستند که در کار خیلی موفق و توانمندند و اوضاع و احوال زندگی خانوادگی‌شان هم خوب است ، با این حال احساس می‌کنند یک جای کار خراب است و چیزی در درون‌شان اذیتشان می‌کند . اصطلاح «رو به راه نگران» تناقض برانگیز است : زندگی بیرونی فرد رو به راه است ولی نگران است و با تعارض‌های درون‌فردی دیرین دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و یا صرفاً کنجکاو است خودش را بهتر بشناسد و در مورد چگونگی کارکرد ذهن خویش بیشتر بداند. هر دوی این موارد دلایل قابل قبولی هستند تا با یک روانکاو گفتگو نمایید.

افراد رو به راهی که نگرانی‌هایشان نمی‌گذارد آن طور که می‌خواهند از زندگی لذت ببرند از روانکاوی بهره زیادی می‌برند . روانکاو به افراد در حل و فصل تعارض‌های درونی، بهبود ناخوشی‌های روانی، و حصول خودشناسی کمک می‌نماید. به این ترتیب، افراد احساسِ اختیار بیشتری می‌یابند و دیگر از سرِ اجبارهای درونی رفتار نمی‌کنند . ما اغلب خیال می‌کنیم زندگی ساده است و می‌توانیم جهانی بی عیب‌و‌نقص بسازیم ، حال آن که واقعیتِ زندگی مملو از فرازو‌فرود و ناکامیست . وقتی در مورد امنیت اقتصادی آینده‌مان نگران می‌شویم ، از کمک تخصصی یک حسابدار یا برنامه‌ریز مالی بهره می‌بریم یا وقتی می‌خواهیم دکوراسیون منزلمان را تغییر دهیم از تجربۀ یک آرشیتکت برای طراحی داخلی استفاده می‌کنیم ، به همین منوال برای مقابله با احساسات ناخوشایند و پریشان احوالی، بهرمندی از یک روانکاو بسیار ارزشمند است و کمک می‌کند از بار سنگین رویدادهای گذشته خلاص شویم.

مهم است بدانیم که گرفتن کمک حرفه‌ای در مسیر پُرفراز و نشیب زندگی اقدامِ بخردانه‌ای است و به هیچ وجه نشانۀ ضعف نمی‌باشد. از طریق روانکاوی افراد نسبت به مشکلات درون‌روانی‌شان بینش عمیقی حاصل می‌کنند، خودشان را بهتر می شناسند و به چشم‌اندازهای جدیدتری فراتر از آنچه تا به حال داشته‌اند دست می‌یابند. این عوامل دست به دست هم می‌دهند تا حس خود پیروی شخصی و رضایت خاطر فرد تقویت شود.
همچنین روانکاوی معمولاً وقتی ضرورت می‌یابد که نشانه‌های فرد مقاوم بوده و به سایر روان‌درمانی هایی که از فشردگی و عمق کمتری برخوردار هستند تا به حال جواب نداده باشد ؛ وقتی سایر روش‌های درمانی نتوانند در الگوهای رفتاری مخرب و روابط بین فردی آشفتۀ فرد تغییرات مطلوبی ایجاد کنند ، روانکاوی اثر بخش‌تر بوده و چیز متفاوت و جامع‌تری ارائه می‌دهد.
در واقع روانکاوی یعنی به صورت عمیق روان خود را بررسی کردن و ریشه ای مشکلات را حل کردن و به سلامت روان رسیدن و همه ما نیاز داریم برای کامل بودن روانکاوی شویم .